از درز دیوار تا دکمه پیراهن داماد

بسم الله الرحمن الرحیم

اسطوره

شیرین هیچ وقت نمیدونست که فرهاد عاشقشه چون خودش دلبسته ی خسرو بود.فرهاد عاشق انعکاس صورت شیرین توی آب شد و اسیر حیله گری خسرو برای رسیدن به شیرین.
خسرو خوشبخت تر بود چون شیرینش رو در کنار خودش داشت اما این فرهاد بود که اسطوره شد.


فرهاد کجا و عکاس کجا

شاید منم اسطوره بشم

شاید تا الان شده باشم

لااقل واسه خودم

ولی از یه جایی

شاید باید بد بود تا بدونن تو هم بلدی بد باشی

شاید باید آزار داد تا شیرین بره سمت خسرو

شیرین که به عقد خسرو باشه

فرهاد دیگه جایی نداره

ولی شیرین یه بوم و دو هوا شده

یکی ازین دو هوا باید خلاص بشه

اونم هوای فرهاده

چجوریشو هنوز نمیدونم

ولی هوای فرهاد باید تموم بشه

عکاس ها عکس بد هم میگیرن

یه جاهایی دستشون میلرزه

ای بابا


ولی چیزی که نوشتی

واقعا عمیق بود

ممنونم

به فکر فرو بردم

۱ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
وجوج جیم
۰۳ مهر ۲۲:۳۷
:))))

پاسخ :

همه چی خوبس :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر وقت فکر کردین به پوچی رسیدین
به اطرافتون با دقت نگاه کنین
از درز دیوار تا دکمه پیراهن داماد
بهانه هست واسه شاد زندگی کردن
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان