از درز دیوار تا دکمه پیراهن داماد

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجشنبه های خاص

هر پنجشنبه

انسانی را میبینم

زیبارو

با قدی بلند

چشمانی سیاه و پوستی سبزه

ابروهایی زیبا که گویا باید الان باریک تر شده باشند

 و شاید خط چشمی ظریف، زیر چشمانش

مدت زیادیست که با او رخ در رخ نشده ام

فقط از دور

و به جبر مکان

او را دیده ام

و برقی که همیشه در چشمم فرو میرود

برق حلقه ای در انگشتش

که هربار برایش آرزوی پایداری و خوشبختی کرده ام و میکنم

هنوز عطر حضورش را میشناسم

از مسیری که عبور کرده باشد، میتوانم ردش را بگیرم و به او برسم

ولی چه رسیدنی

رسیدنی که دیگر درکار نیست

رسیدنی که با نرسیدن ختم شد

هر پنجشنبه

انسانی را میبینم

که بر من حرام شد و بر دیگری حلال

و همیشه از خودم میپرسم

اگر مرا دوست میداشت و اگر نمیداشت

و چرا؟؟؟؟

خسته ام ازین پنجشنبه ها

آخر هفته های دردآور

که غروب جمعه ها را دلگیرتر از دلگیر میکند

خسته ام از جبر زمان

آیا شکنجه است؟

آیا این درد سزای علاقه ی من است؟

پنجشنبه ها مرا پیر میکند

این پنجمین پنجشنبه از پاییز است

و من زاده ی آبان

پنجشنبه ی بعدی که بیاید

شش سال بزرگتر از قبل شده ام

کنار آمده بودم با نبودش

با از دست دادنش

ولی تمرین نکردم بودن و نداشتنش را

تمرین نکردم دیدن آن برق را در انگشتش و انگشت خالی خودم

من از پنجشنبه ها سیرم


غریبه بودیم

آشنا شدیم

و باز غریبه شدیم

ولی اینبار

غریبه تر از قبل

۵ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
دختر خوب
۰۸ آبان ۱۵:۱۴
با نظر محمد باقر چوم چیچی موافقم...:)
خیلی تاثیرگذار بود....
راستش من آدرس اینجا رو به رفیقم دادم و ادرس این وب رو...
http://coffeetime.blog.ir/1396/07/10/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D8%B7%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%D8%B1%D9%88-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86%D9%85


ربط و دخلشون رو بیخیال...میخواستم بهت بگم که بدونی...!همینطوری!:)

ولی یادت باشه چرا اینجا رو ساختی....


خواستم بیام سایت برات تولد بگیرم ولی باز نشد...خر شده باز؟؟!دیری ریرین....!
تولدت مبارک...
از الان به زندگیت فکر کن،گذشته ها خوب یا بد گذشت...!آینده رو دریاب....با داشته هات زندگی کن...
خوشبخت باشی...:))


پاسخ :

خودم هم موافقم
یه حال خاصی داشت
دقیقا الان با همین حقیقت روبرو هستم

خوب کاری کردی
هرچه از دوست رسد نکوست
ربط و دخلشو هم بیخیال
خوب کردی گفتی که بدونم
وب هم خواستم بازش کنم،با گوشی نتونستم الان
بعد بهش سرمیزنم

یادمه چرا اینجارو ساختم
و خیلی خوب یادمه چرا اونحارو نابود کردم
ولی تو بگو
دختری که دستش تو دست آقاشونه
وقتی به من پیام میده و تولد تبریک میگه
درد نداره؟

اینبار از خر هم خرتر شده
یه مدته بالا نمیاد باز
معلوم نیس چیکارش کردن دوباره
سایت بی گناهو

ممنووون بابت تبریک
خیلی چسبید
راستش خیلی دلم میخواد بیخیال گذشته بشم
ولی انگار گذشته ول کن من نیست
هرازگاهی یه چشمه هنرنمایی نشونم میده
باشد که رستگار شویم

خودت هم خوش و خوشبخت باشی دختر خوب شهر من
وجوج جیم
۰۷ آبان ۲۳:۴۵
من کجاک شبیه نویسنده هاست؟؟؟
تیکه ننداز برادر!

پاسخ :

وا
تیکه چیه
راس میگم خب
بالاخره شما تو این کاردتجربه داری
علمشو داری
وجوج جیم
۰۶ آبان ۲۱:۱۴
خوب بود
راست میگم:)))))

پاسخ :

سپــــــــــاس
خوشحالم یه نویسنده تعریف میکنه از نوشتم
راستش فکرنمیکنم
فقط هرچی که میاد، تایپ میکنم
بدون اصلاح
خودش این شکلی میشه
وجوج جیم
۰۵ آبان ۱۸:۲۷
باید دعوتت کنیم انجمن ادبی:)))))
شاید بعضیا یاد بگیرن که شعر نو چیه

پاسخ :

اجازه
الان تعریف بود یا طعنه؟
خوب بود یا بد؟
؟؟؟
محمدباقر قنبری نصرآبادی
۰۵ آبان ۰۰:۰۲

غریبه بودیم

آشنا شدیم

و باز غریبه شدیم

ولی اینبار

غریبه تر از قبل


این قسمتش برای من تأمل‌برانگیز بود...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر وقت فکر کردین به پوچی رسیدین
به اطرافتون با دقت نگاه کنین
از درز دیوار تا دکمه پیراهن داماد
بهانه هست واسه شاد زندگی کردن
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان