از درز دیوار تا دکمه پیراهن داماد

بسم الله الرحمن الرحیم

بدون عنوان

نمیدونستم چه عنوانی انتخاب کنم واسه این پست
فقط مدام یه چیزی توی سرم چرخ میزنه
چند روزه
خیلی با خودم کلنجار رفتم که ننویسم و نگم
ولی داره وجودمو میخوره
خستم
خیلی خسته
همش از یه پیشنهاد شروع شد
یه جمله ی ساده
که فلانی دختر خوبی داره
تو ذهنت باشه
بهش فکرکردم
و هیچ ایرادی نتونستم ازش بگیرم
به جز یه چیز
هیچکس برای من، او نمیشود
و این داره دیوونم میکنه
چند شبه مدام دارم خوابشو میبینم
مث دیوونه ها تو خلوت باهاش حرف میزنم
کنارمو نگاه میکنم و اون هست
خیلی خستم
دیگه نمیتونم تحمل کنم
دیگه توان ندارم
وقتی نیست، خاطراتشو میخوام چیکار
خسته شدم
به چه زبونی بگم
یکی بیاد نجاتم بده
یکی بیاد حالمو خوب کنه
ازین رویاهای هرشب خسته شدم
رویاهایی که مث کابوس ازارم میدن
دیگه نمیکشم
۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر وقت فکر کردین به پوچی رسیدین
به اطرافتون با دقت نگاه کنین
از درز دیوار تا دکمه پیراهن داماد
بهانه هست واسه شاد زندگی کردن
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان