از درز دیوار تا دکمه پیراهن داماد

بسم الله الرحمن الرحیم

ای حال نامعلوم آروم باش آروم

یه مدتیه حال عجیبی پیداکردم
یعنی همیشه که نه
فقط روزایی که باید برم دانشگاه
خیلی سعی کردم ازش چیزی نگم
ولی امروز دیگه نتونستم سکوت کنم
از صبح تپش قلب و استرس
یه نگرانی پنهان
ظهر که خواستم برم دانشگاه بدتر و بدتر شد
توی ماشین که نشستم هرچی نزدیک تر میشدم قلبم تندتر میزد
تا جایی که پشت در دانشگاه، لرزش دستامو احساس میکردم
استرس شدید و وحشتناک که قبلا نداشتم
علتشو میدونم
بخاطر حضور اونه
قبلا به اون منطقه حساس بودم، الان که دیگه میدونم قطعا میبینمش، خارج از کنترل شدم
و این واسه من خیلی عجیبه
من که همیشه اروم و مسلط بودم، هیچ جوری نتونستم جلوی نفس نفس زدنمو بگیرم
نفس عمیق هم کارساز نبود
میترسم این استرس بالا، کار دستم بده
ولی یه سوال مهمتر هم ذهنمو درگیر کرده
یعنی اونم با دیدن من همین حس بهش دست میده؟
نمیدونم
فقط حالی که امروز داشتم، اصلا خوب نبود
باید راه حلی واسش پیداکنم
۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر وقت فکر کردین به پوچی رسیدین
به اطرافتون با دقت نگاه کنین
از درز دیوار تا دکمه پیراهن داماد
بهانه هست واسه شاد زندگی کردن
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان