از درز دیوار تا دکمه پیراهن داماد

بسم الله الرحمن الرحیم

حرف

یه حرفایی جمع شدن روی هم
که گوشی واسه شنیدنشون ندارم
نه اینکه کسی نباشه
خانواده هستن، دوستان هستن
ولی اونی که بشه باهاش دردودل کرد
نیست
شایدم هست و من دیگه اون آدم سابق نیستم
شاید اینجوری شدم و خودم خبر ندارم
شاید نمیتونم دیگه دردودل کنم
نمیتونم خودمو بریزم بیرون
نمیتونم یه خرده سبک بشم
گلوم باید کرده
چقدر جای خالی یه نفرو حس میکنم
یه نفر که مثل هیچکس نباشه
یه نفر که نمیدونم چه شکلیه
فقط میدونم جاش خالیه
۰ نظر ۰ موافق ۰ مخالف
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر وقت فکر کردین به پوچی رسیدین
به اطرافتون با دقت نگاه کنین
از درز دیوار تا دکمه پیراهن داماد
بهانه هست واسه شاد زندگی کردن
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان